زن همسایمون سراسیمه تو حیاط منتظر پسر کنکوریش بود.پسره با لب و لوچه آویزون اومده تو مامانه برگشته میگه امیر ناراحتی؟
پ ن پ داره تزکیه نفس میکنه جلو نامحرم شادیشو نمایان نکنه ریا شه!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر